السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

40

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

نَقْدِرَ عَلَيْهِ ؛ « 1 » و صاحب ماهى [ يونس ] خشمگنانه به راه خود رفت و گمان كرد كه هرگز بر او تنگ نمىگيريم » . امام رضا عليه السّلام فرمود : اين آيه دربارهء يونس عليه السّلام است كه از قومش به خشم آمد و يقين كرد كه خداوند عرصه را بر او تنگ نخواهد گرفت و اين معنى در اين آيه نيز آمده است كه « وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ ؛ « 2 » و امّا چون او را به بلا بيازمايد و روزى او را بر او تنگ گيرد بگويد : خداوند مرا خوار داشت » . هنگامى كه يونس عليه السّلام در شكم ماهى گرفتار شد در تاريكى شكم ماهى و تاريكى دريا و شب ، ندا برآورد : « لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ « 3 » خدايى جز تو نيست ، تويى كه پاكى و من از ستمكاران بودم » يعنى اگر روزهاى فراغت خويش را در شكم ماهى كارى جز عبادت انجام مىدادم در زمرهء ستمكاران قرار مىگرفتم . پس خداوند خواستهء يونس را برآورده ساخت و او را از شكم ماهى بيرون آورد « فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ؛ « 4 » و اگر از تسبيح‌گويان نبود تا روزى كه مردم برانگيخته شوند در شكم ماهى مىماند » مأمون با تحسين امام رضا عليه السّلام در ادامه پرسيد كه معناى اين سخن خداوند چيست كه مىفرمايد : « حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا ؛ « 5 » تا آنجا كه چون پيامبران نااميد شدند و پنداشتند كه به دروغ وعده داده شده‌اند ؛ آنگاه بود كه نصرت ما به آنان رسيد » . امام رضا عليه السّلام چنين پاسخ دادند : مقصود آن هنگامى است كه پيامبران

--> ( 1 ) . سوره انبياء / 87 . ( 2 ) . سوره فجر / 16 . ( 3 ) . سوره انبياء / 87 . ( 4 ) . سوره صافات / 143 و 144 . ( 5 ) . سوره يوسف / 110 .